این حرفارو ازتون زیاد میشنوم....

میدونم باید درس بخونم اما حوصله‌م نماید و همه‌ی وقتم صرف خوابیدن میشه……

خیلی به هدفم علاقه دارم اما از ترس رقابت زیاد، فکر میکنم قبول نمیشم…
 امسال کنکور دارم و تا الان چیزی نخوندم…
 دیگه امسال نمیشه…
میذارم سال دیگه…
 حس میکنم هرچیم بخونم فایده نداره..
منکه قبول نمیشم…
 انقدر ناامیدم اصلا درس نمیخونم و همه ی وقتم به بطالت میگذره…
 در جواب همشون میخوام تو رو با واقعیت روبرو کنم، داری مثل آدم ضعيفا عمل میکنی،  راه راحتو انتخاب میکنی،
 و بذار اینو بهت بگم!!
 با پیمودن راه سخت، به مقصد راحت و شیرینی میرسی اما بعید میدونم با خوردن و خوابیدن و زحمت نکشیدن و جا زدن به جاهای قشنگی برسی….!
 درست نمیگم؟؟؟
 فقط الکی میگی فلان رشته و شغلو دوست دارم؟
 خودت و بقیه رو گول میزنی میگی آیندم برام مهمه؟؟
 همش در حد حرفه یا واقعیه؟؟؟
 میدونید مشکلتون چیه؟!! خبر ندارید اگه به هدف و آرزوتون نرسید چه حالی میشید…!
 الان دارید با بیخیالی تلاشو عقب میندازید و عین بچه هایی که نمیتونن مسئولیت زندگیشونو به عهده بگیرن، با نهایت بی مسئولیتی نسبت به آیندتون، وقتو تلف میکنید…!
 منتظر اون روزایی باشید که با حسرت آرزو میکنید زمان برمیگشت… اگه میدونستید این تنبليا قراره چه ضربه ی بزرگی بهتون بزنه، همین الان ریتم زندگیتونو عوض میکردی.
 از یه جایی به بعد باید به تصمیم مهم بگیری و برای همیشه زندگیتو عوض کنی، الان نمیفهمی چی میگم اما یه روزی به عقب میگردی و میبینی همه چیز از یه تصمیم مهم شروع شد… راه راحتو انتخاب کردی؟؟؟
 پس از معمولی بودن لذت ببر ( اگه توش لذتی هست) راه سختو انتخاب کردی؟ تبریک میگم…تو جزو یک درصد انسانهای خاص روی زمینی.
راه سختی پیش روته اما نتیجه ی بی نهایت شیرینی در انتظارته!!! 
وقتی به هدفت رسیدی و اشکای شوقت جاری شد به اطرافت نگاه کن، آدمای معمولی رو ببین و از خارق العاده بودنت لذت ببر…!
 شروعی که هی داره عقب میفته؛ آینده ی قشنگی که هی داری ازش دور و دورتر میشی…
پس الان وقتشه این سؤالارو از خودت بپررسی؛
 قراره معمولی باشی یا خارق العاده؟؟
 اون تصمیم مهمه رو گرفتی؟؟؟
یا میخوای بازم عقب بندازی؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *